تبليغاتX
ساعت صفر عاشقی -

ساعت صفر عاشقی

oo:oo

خدایا شکر

خدایا شکر امروز هم می توانم سرم را بالا بگیرم و از خورشید بپرسم ،کبوتر ها از کدام سمت می ایند.امروز هم می توانم روبروی افق صبحانه بخورم و احوال فرشته ها رابپرسم.

خدایا شکر امروز هم می توانم نام عاشقان تورا به خاطر بیاورم و روی گلبرگ های سرخ شعر بنویسم.وقصه های تازه بگویم و بی پرده از پنجره ها درباره ابر های بی باران سوال کنم.امروز هم میتوانم همه را دوست داشته باشم و انها را در اینه کوچکم جای دهم واز لبخند برادرم عکس بگیرم.

خدایا شکر هنوز دل من دریا را می شناسد.هنوز انگشتانم نشانی شعله های اتش را به یاد دارند و رگهای گردنم به تو نزدیک اند.

خدایا شکر هنوز همه دفتر ها را سیاه نکرده ام همه شیشه ها را نشکسته ام همه پلها را خراب نکرده ام و هنوز مداد های رنگی کودکی را با خود دارم .

خدایا شکر هنوز هم دستهای من و عشق در دستهای یکدیگر است.

خدایا شکر امروز هم می توانم  شاخه ای گل مریم به تو هدیه بدهم و  به دوستم کلوچه تعارف کنم و به مادرم بگویم هوای ارزوهایم افتابی است.
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 19:44  توسط زهرا  |